قصه 19

قصه‌ شماره 19 #ننه_سرما

ننه‌سرما رفت بالای کوه و انقدر زل زد به شهر تا دق کرد از آب شدن بچه‌هاش... . نقره تا میومد، انگار تابستون می‌شد تو دل برفک... . نوزدهمین شماره از «قصه‌های دهه‌شصتی» به روایت میثم محمدی

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدیدکنندگان

598572
امروزامروز145
دیروزدیروز227
هفته جاریهفته جاری344
ماه جاریماه جاری9834
آمار کلآمار کل598572

   logo-samandehi